غزل کویری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
جانی دگر در رگ عشقم دویده است گویا لب از خم چشمت چشیده است
گفتم به ادعا که حرام است مستی ام غافل که دل به خمت سر کشیده است
خوردم قسم که ننونشم می از لبت زلفت مرا به میکده بد تر کشیده است
شد قسمتم کتابت مستان مدعی کار غم ام به کاغذ و دقتر کشیده است
فرهاد من طاقتم از دست میرود شیرین دلم ز برم پر کشیده است
| لینک | ۱۳۸٥/۱٠/٢٧ - مستان |

